من ديگه خسته شدم از بس شنيدم زمان ما فلان بود! زمان ما فلان نبود! هر جا بري كه يه عده بزرگتر نشسته باشن اين بحث هم هست! حالا يه عده سياسي اش مي كنن يه عده مذهبي يه عده فرهنگي يه عده.... بالاخره هست!
زمان ما انقدر دزدي و روابط نامشروع نبود. زمون ما از اين داستانها نبود. زمان ما ترافيك نبود. زمان ما مشكل ازدواج نبود. زمان ما كثافت كاري نبود. زمان ما ريا نبود. زمان ما بيكاري نبود. زمان ما مترو نبود. زمان ما هواپيما نبود. زمان ما اين همه بيماري لاعلاج نبود. زمان ما فست فود نبود. زمان ما معتاد نبود. زمان ما كارت سوخت نبود. زمان ما كامپيوتر نبود كه بچه ها رو به راه بد بكشه. زمان ما بازي كامپيوتري نبود. زمان ما ماشين نبود. زمان ما بي حرمتي نبود. زمان ما آلودگي هوا نبود. زمان ما كافي شاپ نبود. زمان ما انقدر اسباب بازي جور واجور نبود. زمان ما چشم و هم چشمي نبود. زمان ما اين همه دوا و داروهاي شيميايي نبود. زمان ما شيريني نبود. زمان ما انقدر سكته نبود. زمان ما انقدر سيگاري نبود. زمان ما....
زمان ما دختر 18 ساله چهارتا بچه بغلش ونگ ميزدن. زمان ما پسر از 16 سالگي مرد خونه بود. زمان ما احترام بود! زمان ما مرغ و گوشت ارزون بود. زمان ما مهر و محبت بود. زمان ما همه خوش و خرم بودن. زمان ما سادگي بود. زمان ما عاطفه بود. زمان ما صداقت بود. زمان ما همه غذاي سالم ميخوردن و اين غذاهاي آشغال نبود. زمان ما داروهاي گياهي بود. زمان ما جاي شيريني، آجيل و چهار مغز بود.
من حالم از اين مقايسه زمان ها بهم ميخورد. اين زمان ها فرقي نكرده اند. اين آدمها هستند كه دوست دارند فكر كنند جواني خودشان همه سالم بودند و ما همه در خطريم. همانقدر كه خطرات زياد شده رفاه هم بيشتر شده. روزگار قرار نيست هميشه يكسان بماند ولي آنها كه سنشان امروز دو برابر ما است، گذر عمر باعث فراموشيان شده. يادشان رفته خودشان وقتي بيست و اندي سال داشتند. چه مي كردند. آن موقع كه جمهوري اسلامي نبود و تلويزيون رسمي كشور (اين نقل قول مستقيم از كتاب تاريخ دبيرستانمان است:) شبها فيلمهاي س.ك.س.ي پخش مي كرد جوانها انقدر به راه خلاف كشيده نشدند. چرا ما بيشتر در خطريم؟ من نمي فهمم چرا ما نمي فهميم؟ چرا جوانهاي امروز در حد جوانهاي ديروز همسن خودشان نيستند. چرا اتفاقا بهتر هم هستند. خيلي هم بهتر و بيشتر مي فهمند. اين قانون طبيعت است كه من از پدرم بيشتر بدانم و فرزندم از من بيشتر بداند و نوه ام از فرزندم و همينطور بگير تا آخر. ولي همه ما وقتي سنمان بيشتر مي شود حس مي كنيم جوانهاي امروز لا ابالي شده اند. جوانهاي امروز تن به كار نمي دهند. جوانهاي امروز جن زده شده اند. تنبل اند. راحت طلبند. دست به سياه و سفيد نمي زنند. به هيچ دردي نمي خورند. عياش اند. زمان شما هم فرقي نميكرد. اينها فقط براي سركوفت زدن به جوانهاي امروز است. فقط!
اگر زمان ما بعضي ها موهايشان سيخ تو پريز است نبايد دنبال عين اش در گذشته بود. بايد دنبال معادلش بود. معادلش همان هايي هستند كه در ادبيات قديمي بهشان مي گفتند جاهل. آن روز زبان داش مشتي بود. امروز حرفها با زبان "خفن و تيريپ و گرخيدن و مرگ" است! قيدها عوض شده اند ولي صورت همان است. دسته بندي ها فرقي نكرده اند. ديروز خطر بود امروز هم خطر است و فردا نيز. اگر امروز سرطان و ايدز جان آدمها را مي گيرد، ديروز سل و وبا و جزام بود و الخ!
هرچند من در كل مقايسه را از بيخ و بن كار عبثي ميدانم ولي لابد سخت است كه هر كسي را در نسل خودش بپذيريم.
ياحق.