امروز میخوام به معرفی یکی از شگفتی های عالم خلقت بپردازم.
یکی از عجایب خلقت پرودگار عالمیان که می تونه هر جایی که زندگی می کنه، به سیستم مردم اون قسمت از هستی گند بزنه ولی از بد روزگار خورده به پست ما و چند بدبخت دیگه! این آدم انقدر اعجوبه و شگفتی ساز و البته محبوب!! بود که ما برای جشن فارغ التحصیلیمان، فیلمی ساختیم که در آن موضوعات مختلفی رو از بچه ها پرسیدیم، یکی از آیتم ها این موجود خارق العاده بود! آیتمی که هم ردیف صحن فنی، خاطره جالب، بهترین روز و خیلی چیزهای مهمتر قرار گرفت.
این دوست عزیز مسئول سایت کامپیوتر دانشکده است!
سوال این بود: "نظرتون راجع به آقای فلانی (مسئول سایت) بعنوان یکی از اموال دانشکده* چیه؟"
* علت اینه که ما هر تلاشی کردیم وضعیت مزخرف سایت رو اصلاح کنیم نتونستیم! زورمون نرسید! از اینرو معتقدیم ایشان از اموال دانشکده اند!
و البته بعضی از جوابها من باب تفهیم عمق فاجعه! (کسی باور نداره فیلم رو نشونش بدم)
آقای الف: دهن ما رو ....
آقای ب: بی مرام!
خانوم ج: بی شعور! احمق! کثافت!
و....
منتهی یکی از منحصر بفردترین آدمهایی است که در این بیست و دو سال دیدم. سایت کامپیوتر دانشکده ما ساعت کاری مشخصی نداره...هر وقت ایشون حال کنن باز میشه و هر وقت اراده کنن با خاموش کردن کامپیوترهای سایت دهن ما رو صاف می کنند. تصور کن روزهایی که ترم داره تموم میشه و همه مجبورن ساعات زیادی رو برای پروژه های مختلف وقت بگذارن، وسط کار می شنوی که آقایون و خانومها: "سایت تعطیله!"..... از اونجا که ممکنه فکر کنی عقل سلیم در اینه که کمی وقت بهت بدهند، اولش زیاد تحویل نمیگیری و فقط کمی سرعتت رو بیشتر می کنی که به غرغر هاش نرسی و کارتو ببندی! ولی سخت در اشتباهی چون ییهو برق سایت رو قطع میکنه تا برای همیشه داغ پروژه رو دلت بمونه!
این دوست عزیزمون بیشتر وقتش رو در سایت بیکاره یا داره فیلم دانلود میکنه! (حتماً خودتون می دونید که فیلم خانوادگی دانلود نمیکنن! لابد می پرسین پس چی؟ دیگه این به هوش خودتون بستگی داره!) بگذریم...بعد وقتی ازش سوال می پرسی،
می فرمایند که " سوالاتتون رو کتبی بنویسید تا در اسرع وقت به شما پاسخ داده شود"....
حالا بر می گردیم به سوال شما! سوال شما چی بوده؟
سوال شما چیزی شبیه به این بوده که چرا پرینتر کار نمیکنه؟ (احتمالاً چند ساعت دیگه باید گزارش یکی از آزمایشگاه ها رو تحویل بدهید! پس اصلاً نگران نباشید چون بیرون راحتتر برایتان پرینت می گیرند!)
اما از این نیز بگذریم! معضل اصلی در دانشکده ما پرینتر است! دوستمون از صبح که میان فعالیت های مهم مهندسی خودشون رو شروع میکنن (فعالیت هایی که در بالا ذکر شد!)، بعد شما فقط روزهای زوج می تونید پرینتر خود را شارژ کنید! اگر یه وقتی مشکلی برایتان پیش آمد و نشد، فرض کنید که روز فرد است و شارژ پرینت ندارید! یک راه برایتان باقی می ماند، آنهم اینکه دم در سایت ایستاده و با فریاد "یا عزیز الله" از مهندسینی که وارد سایت می شوند التماس کنید شارژ پرینتشان را برای شما ترنسفر کنند تا کارتان راه بیافتد! دیگه اگه کسی نبود که شارژتان کند، باید پرینتتان را فراموش کنید چون مملکت قانون دارد!!
حالا میریم سر غرغر ها!
(داخل پرانتز عارضم خدمتتون که این هومن که رفته تربیت مدرس میگه، ابتدای هر ترم، خود دانشگاه اعتبار همه دانشجویان رو برای کپی و پرینت به قیمت هر صفحه کپی ۱۵ ت و پرینت صفحه ای ۲۰ ت، به اندازه ۳۵۰۰۰ تومن ناقابل شارژ می کند و اگر کسی بیشتر از این مبلغ نیاز داشت خودش با همان قیمت می پردازد!)
حالا بر می گردیم به دانشکده ما!
وقتی دارم پایان نامه ام رو پرینت می گیرم، مسئول سایت صداش در اومده که چه خبره...اینا چه پررو شدن! هی پرینت می گیرن! باید یه سقف بذارن که هر دانشجو هر ماه بیشتر از یه حدی پرینت نگیره که اینا پر رو نشن!!!
و اما میرسیم به کلاس های کامپیوتر که در سایت برگزار میشود! از آنجاییکه سایت کامپیوتر ما ارث پدر آقای مسئول سایت است یا شاید هم جهیزه خانومشان، هر کلاسی که در سایت برگزار شود، دانشجویان دانشکده که در آن شرکت می کنند (علیرغم اینکه همه دانشجوی همینجا هستند) باید رقمی در حد رقمی که به استاد می پردازند به مسئول سایت بدهند! بهر حال چاردیواری اختیاری! اعتراضی داری؟!
اگرم اعتراضی داری برو بمیر! چون تمام خلایق از این آدم حمایت میکند! آقازاده ای است با یک آقای همگانی!
و اما کلام آخر!
اکثر کامپیوترهای دانشکده و علی الخصوص کامپیوترهای سایت ویروس دارند اساسی! تمام مموری های ما ویروس گرفته اند!!
اکثر کامپیوترهای دانشکده امحاء و احشاء اشان بیرون است و ندرتاً سالمند!
کامپیوتر سالن سمعی بصری یه ویروسی داره که وقتی میری چیزی پرزنت کنی، ییهو وسط پرزنت یه صفحه ای باز میشه و با فونت بزرگ جمله ای می نویسه تو مایه های "I need sex" و تو وسط پرزننت، ییهو کپ می کنی همچین اسلایدی رو تو پاورپوینتت نداشتی!!!
بگذریم!
ای تف به این سایتتان! (= ر.... به این سایت ت.... تان !)
پ.ن: مشابه همین باب که عرض شد، وضعیت سلف است! که انشاا... بزودی عرض می کنم!
یاحق.