میخوام یه چیزی بنویسم که شاید تعجب آور باشه ولی چرا اینجوری شده سوال مهمیه!!
یه چند وقتیه که شبها برای رفتن به باشگاه مجبورم طول فاز یک شهرک رو طی کنم. در این مسیر اغلب از کنار پاساژ رد می شم. در تمام سالهایی که این پاساژ در کنار بلوک ما احداث شده زیاد رفت و آمدی نداشتم و فقط در حد خرید ما یحتاج سری میزدم. در این چند هفته خیلی متاسف شدم. دخترکان بزک کرده و پسرهای به مراتب بدتر برای چی؟ ببخشیدا میخوام رک باشم!
به نظر میرسه باسه این مردم زندگی خلاصه شده در سکس. زندگی میکنن برای سکس. کار میکنن برای.... حتی پول در میارن برای.....! از چشاشون داره می باره! آدمهای علافی که هر روز و هر شب عادت کردن ساعتها از ابتدای پاساژ رو تا انتها متر کنن بلکه پسری یا دختری توجه اش جلب بشه و شاید بعدشم لاسی و خلاصه آره! زندگیه مسخره ای رو طی می کنن به نظرم!
ولی آخر این کثافت کاریا قراره چی بشه؟! ما که نفهمیدیم...لابد اگه طرف توان مخ زنی اش بالا باشه این ها به همون لعنتی ختم بشه ولی در بقیه حالت ها چی؟!
هرچند سالهاست از اقصی نقاط تهران میان اینجا و دیگه شهرک کا رو به گند کشوندن ولی انصافا ساکنین اینجا هم زیاد اختلافی ندارن!
آخه تا کی؟ هان!؟ یه لذتی و بعدش چی؟! میزنین روح و روان همدیگه رو لگد مال میکنین که چی؟! دختری که وعده ازدواج می شنوه و بعدش سر از دکتر روانشناس در میاره تا روحیه باخته اش رو بتونه درمان کنه...
امروز فکر میکردم این پدر مادرهایی که باید باشن و نیستن کجان؟ چه می کنن؟ لابد همون پدر مادری که خودشون دنبال پول بودن و سکس حالا این شده بچه های تربیت شده اونها. چه انتظاری میشه داشت؟
نمیدونم! فقط می دونم در این سالها (ظاهراً و بدون استناد به هیج مرجع رسمی) فحشا داره بیداد میکنه. چه اون بعدش که من و تو می بینیم و چه اون بعدی که داره لایه های زیرین فرهنگی جامعه مون رو نابود میکنه و تنها چیزی که داره باقی میگذاره بچه هایی هستن که والدین درست درمونی ندارن و آدمهایی که بیشتر شبیه بیمارهای روانی هستن تا چز دیگه! بیمارهای سکسی!
پ.ن: این بانک های لعنتی چرا این قدر برای عابر بانک کارمزد می گیرن؟! لعنت به همشون! من تو این هفته فقط شش هزار تومان پول کارمزد دادم اونم فقط برای چند دفعه اعلام موجودی! هر دفعه اعلام موجودی می کرد ۵۰۰ تومان کم میکرد. حتی وقتی پول نگیری! منم هی تعجب می کردم و اعلام موجودی و این بار ۵۰۰ تومان کمتر! امشب که قشنگ ۲۷۰۰ از ما کم کرد! تف تو روح همشون!
پ.ن: شیرینی ای که گردباد خوردیم خیلی حال داد! نه به خاطر غذای گندش! فقط به خاطر تو سروکله همدیگه زدناش که ۲ ساعتی طول کشید!
پ.ن: آلبوم "نمیتونم" از همایون رو به همه پیشنهاد می کنم!
پ.ن: فکر می کردم همه اساتید دانشگاه خسیسن ولی حالا که بابت کارآموزی یه صد تومنی به ما داده هرچند هنوزم فکر میکنم خسیسن ولی نظرم بهتر شده!! خب بالاخره پولم مهمه دیگه! نیست؟
پ.ن: داشتم فکر میکردم چقدر زود خدا آرزوم رو برآورده کرد ولی چند هفته ای نگذشت که اوضاع بدتر شد و من الان کلی ناراحتم! صد رحمت به قبلا کاش ناشکری نمی کردم!
پ.ن: خدایا خودت برامون بساز که فقط تو می تونی و بس! شدیداً نیازمندم...کمکم کن و دستم رو بگیر!
پ.ن: ماه رمضون همدیگه رو دعا نکنید مدیونید! منم اون آخرا یه دعا کنید! التماس دعا! عباداتتون قبول!
یاحق.