تبليغاتX
رویاهای یک مرد

رویاهای یک مرد

:: گاه نوشت ها و نظرات شخصی من راجع به موضوعات پیرامون ::

وقتی یه بار از یه نفر ضربه می خوری درست مثل این می مونه که با ماشین بهت زده و داغونت کرده ولی وقتی می بخشیش درست مثل این می مونه که بهش فرصت دادی تا دنده عقب بگیره و دوباره از روت رد بشه تا مطمئن بشه چیزی ازت نمونده.

 

"تایید نمی کنم ولی نمی تونم در عین حال تکذیبش کنم"

یاحق.

+ نوشته شده در  2007/2/18ساعت 11:42  توسط مرد  | 

از وقتي اين آيه رو خوندم رفتم تو فكر اساسي.....آيه ۲۱ از سوره مباركه حشر...قاطي كردم!

 

لَوْ أَنزَلْنَا هَذَا الْقُرْآنَ عَلَى جَبَلٍ لَّرَأَيْتَهُ خَاشِعًا مُّتَصَدِّعًا مِّنْ خَشْيَةِ اللَّهِ 

وَتِلْكَ الْأَمْثَالُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ


اگر اين قرآن را بر كوهى نازل مي كرديم، قطعاً آن را از ترس خدا، فروتن و از هم پاشيده مي ديدى و اين مثل ها را براى مردم مي زنيم تا بينديشند.

 

ياحق.

+ نوشته شده در  2007/2/12ساعت 11:41  توسط مرد  | 

ايـــــــــــــران

 

زندگي صحنه يكتاي هنرمندي ماست...

هر كسي نغمه خود خواند و از صحنه رود....

صحنه پيوسته بجاست....

خرم آن نغمه كه مردم بسپارند به ياد.......

+ نوشته شده در  2007/2/10ساعت 11:40  توسط مرد  | 

اتل متل يه بابا
دلير و زار و بيمار
اتل متل يه مادر
يه مادر فداكار

اتل متل بچه‌ها
كه اونارو دوست دارن
آخه غير اون دوتا
هيچ كسي رو ندارن

مامان بابا رو مي‌خواد
بابا عاشق اونه
به غير بعضي وقتا
بابا چه مهربونه

وقتي كه از درد سر
دست مي‌ذاره رو گيجگاش
اون باباي مهربون
فحش مي‌ده به بچه‌هاش

همون وقتي كه هرچي
جلوش باشه مي‌شكنه
همون وقتي كه هرچي
پيشش باشه مي‌زنه

غير خدا و مادر
هيچ‌كسي رو نداره
اون وقتي كه باباجون
موجي مي‌شه دوباره

دويدم و دويدم
سر كوچه رسيدم
بند دلم پاره شد
از اون چيزي كه ديدم

بابام ميون كوچه
افتاده بود رو زمين
مامان هوار مي‌زد
شوهرمو بگيرين

مامان با شيون و داد
مي‌زد توي صورتش
قسم مي‌داد بابارو
به فاطمه ، به جدش

تو رو خدا مرتضي
زشته ميون كوچه
بچه داره مي‌بينه
تو رو به جون بچه

بابا رو كردن دوره
بچه‌هاي محله
بابا يه هو دويد و زد تو ديوار با كله

هي تند و تند سرش رو
بابا مي‌زد تو ديوار
قسم مي‌داد حاجي رو
حاجي گوشي رو بردار

نعره‌هاي بابا جون
پيچيد يه هو تو گوشم
الو الو كربلا
جواب بده به گوشم

مامان دويد و از پشت
گرفت سر بابا رو
بابا با گريه مي‌گفت
كشتند بچه‌هارو

بعد مامانو هلش داد
خودش خوابيد رو زمين
گفت كه مواظب باشين
خمپاره زد، بخوابين

الو الو كربلا
پس نخودا چي شدن؟
كمك مي‌خوايم حاجي جون
بچه‌ها قيچي شدن

تو سينه و سرش زد
هي سرشو تكون داد
رو به تماشاچيا
چشاشو بست و جون داد

بعضي تماشا كردن
بعضي فقط خنديدن
اونايي كه از بابام
فقط امروزو ديدن

سوي بابا دويدم
بالا سرش رسيدم
از درد غربت اون
هي به خودم پيچيدم

درد غربت بابا
غنيمت نبرده
شرافت و خون دل
نشونه‌هاي مرده

اي اونايي كه امروز
دارين بهش مي‌خندين
براي خنده‌هاتون
دردشو مي‌پسندين

امروزشو نبينين
بابام يه قهرمونه
يه‌روز به هم مي‌رسيم
بازي داره زمونه

موج بابام كليده
قفل در بهشته
درو كنه هر كسي
هر چيزي رو كه كشته

يه روز پشيمون مي‌شين
كه ديگه خيلي ديره
گريه‌هاي مادرم
يقه تونو مي‌گيره

بالا رفتيم ماسته
پايين اومديم دروغه
مرگ و معاد و عقبي
كي ميگه كه دروغه ؟

+ نوشته شده در  2007/2/4ساعت 11:39  توسط مرد  | 

السلام عليك يا اباعبدالله

نميدونم چي بايد بگم....فكر نميكنم الان زمان مناسبي براي حرف هاي بي ربط باشه. اين روزها روزهاي عزاداري با فكر و منطقه....عزاداري با تفكر....تفكر به شيعه...به جنبش شيعيان...به امر به معروف و نهي از منكر....نه اونجوري كه باب شده و آخرش دست كم چند تا كشته بده...به امر به معروف و نهي از منكر خاندان علي (ع).... به هدف....به فدا شدن و رسيدن به هدف.

مدتيه دارم به هزينه فكر ميكنم!! راستش معتقدم براي بدست آوردن هر چيزي بايد هزينه اي بپردازيم...براي موفق شدن بايد تلاش كرد و بايد هزينه كرد...هزينه زماني و انرژي...براي پيشرفت بايد هزينه كرد....حتي هزينه انساني....براي ادامه حيات اسلام و شيعه بايد هزينه كرد....هزينه مالي و جاني...هميشه و همه جا بايد هزينه كرد....

براي هر هدفي هميشه فكر ميكنيم كه چه هزينه هايي براي رسيدن به اون هدف بايد بپردازيم...يه روزهايي پدران و مادران اين سرزمين فرزندانشون رو هزينه كردن تا خاك كشورشون بيشتر از اين دست اجنبي نيوفته....كما اينكه خاطره كوچك شده كشورشون رو در زمان خفت بار قاجار فراموش نكردن....ايران رويايي....از بلخ و بخارا تا كشورهاي خليج و از بالا تا كشورهاي شوروي سابق!

خلاصه كه بايد هزينه كنيم....امام هزينه كرد تا اسلام بمونه....تا مسلمونها بدونن كه حتي اگر مردند نبايد هر خفتي رو بپذيرند...نبايد به ولي مسلمين شدن يزيدها تن بدن....نبايد بگذارن اسلام زير سوال بره....امام هزينه كرد تا ثابت كنه اين هزينه اقتصاديه و صرفه داره و سودش خيلي زود به جيبمون بر ميگرده.

اين روزها شور حسيني خيلي ها رو ميگيره....خيلي ها جو زده ميشن و دو روزي داغ هستند اما شمع هاي شام غريبان خاموش نشده شورشون مي خوابه و ميشن همون آدم سابق....شايد ماه رمضان ماه خودسازي باشه...شايد حج رفتن براي خودسازي و بازگشت به خدا باشه اما من معتقدم محرم ماه بازگشت به جامعه است...تفكر و خرد جمعي....ماه اتحاد....

چند روزي است بشدت دارن روي آداب و رسوم و بدعتهايي كه درباره محرم شده بحث ميكنن و خيلي از آيين ها رو زير سوال مي برن....هر چند خيلي ديره اما بازم شكر كه فهميدن بايد منطقي برخورد كرد ونه احساسي.... البته اينجا مصداق "عدو شود سبب خير است"...چون با داغ شدن بحث اختلاف افكني بين شيعه و سني، بزرگان فهميدن كه بايد جلوي سنت هاي زننده كه چهره شيعيان رو در ذهن افكار عمومي زشت ميكنه رو بگيرند.

قمه زدن و فرياد ها و نعره ها و لباس كندن ها حركتهاي احساسي است كه شور حسيني يه عده رو ميگيره و كارهايي ميكنن كه حاليشون نيست دارن شيعه رو خراب ميكنن....من ميدونم كه ميگم!!!.... دوستي ميگفت فيلم هاي شما شيعيان رو در حاليكه به خودتون چاقوهاي برنده اي ميزنيد براي امامتون به ما نشون ميدن و ميگن شيعيان به همين اندازه خشن هستند...

داستان مداحي ها هم كه ديگه تعريفي نداره....هيچ وقت نفهميدم اين عزيزي كه ميگه "ابوالفضل صنوبره...ابوالفضل شيره نره" منظورش چيه؟!

بگذريم...همه تون موافقيد كه داريم به بيراهه ميريم....

خلاصه كه اين روزها خيلي بايد فكر كرد...هميشه چيز جديدي براي فهميدن و ياد گرفتن هست. اونم تو همچين اتفاق تاريخيه بزرگي.

+ نوشته شده در  2007/1/28ساعت 11:36  توسط مرد  |