سلام.
صبح تو حرم همش خوابم میومد. آخه دیشب نخوابیده بودم. خلاصه ساعت ۵ نماز صبح اقامه شد. امام جماعت چند تا تپق زد تو نماز. فکر کنم اونم خواب بود. بعد از نماز گوله کردیم به سمت هتل. صبحانه خوردیم و خوابیدیم تا حدود ۱۰ صبح.
۱- قبل از نماز ظهر با مهدی رفتیم مسجد. ولی قبلش یه ذره رفتیم پاساژ کنار حرم رو دیدیم. اولش یه عطر خریدم که بوی پرده خونه خدا رو میده. ۲۰ ریال شد یعنی ۵۰۰۰ تومان. سایزش اندازه این عطرهایی هست که تو میدون انقلاب خودمون به زور میخوان بهت بفروشن. منتهی این کجا و آن کجا. بعدشم مهدی چندتا تسبیح قیمت کرد که یکی شون ۱۶۰ ریال بود. یعنی ۴۰ هزار تومان!!! من هنوز تو کف هستم.
۲- امام جماعت مسجد برای نماز ظهر بالای پله های اطراف صحن برای نماز می ایسته و طبق نظر فقهای شیعه و سنی، بايد ماموم پشت امام باشه، اما اينجا يه عده نميدونم چرا ميرن مي چسبن به كعبه؟! خوب اينجوري جلوتر از امام هستم و پايننتر ازامام! خر تو خريه نماز اينا! اينم از اون داستانهاي جالبه نماز خوندن اين دوستانه.
۳- بعد از نماز ظهر و عصر و ناهار، كمي استراحت كرديم و رفتيم فروشگاه "الدولي" و "باوارث". زياد حال نكرديم. سريع برگشتيم هتل كه بريم حرم دوباره.
۴- امروز دوباره بعد از نماز مغرب به نيابت از خودم و خانواده و فاميل طواف كردم. منتهي اين بار از بس هوا گرم و شرجي بود (ديگه بين اون سيل جمعيت هم كه گرما بيشتر مي شد) بعد از اينكه كارم تموم شد، شلوارم از بالا تا پايين كلاً خيس عرق شده بود. تو عمرم تاحالا اينجوري نشده بودم.
۵- بعد از شام با بچه هاي اتاق ۱۲۲۰ رفتيم اتاق ۱۲۰۵. يكي از بچه ها كه قاري قرآن بود، اداي امام جماعت اينجا رو درآورد. و ما هم بعد از حمدش آمين گفتيم و خنديديم و فيلم گرفتيم.
۶- اينجا بعد از هر نماز، نماز ميت ميخوانن و در ۹۹ درصد اينها، بين ميت ها حداقل يك طفل وجود داره. واقعاً تعجب آوره. معلوم نيست با اين بچه هاي بدبخت چيكار ميكنن؟!
۷- الان ميخوام برم حرم. دوربينمم مي برم شايد اگر موقعيتي مناسب جور شد عكسم گرفتم. براي مناجات امير دسته جمعي ميرم. بعدشم اگر بشه ميخوام بازم برم بچسبم به خونه خدا و باهاش درد و دل كنم.
۸- همانطور كه حدس ميزدم يكي از بچه هاي كاروان موقع بوسيدن حجرالاسود، زدن فريم عينكش رو شكستن. ديگه عمراً اينكار رو نمي كنم. به قول حاجي، خدا خودش هم راضي نيست براي اينكار هم به خودت ظلم كني و هم به ديگران. ظلم كه چه عرض كنم. بزن بكش ميكنن اونجا.
۹- موقع طواف و همچنين عبور و مرور در مسجد خصوصاً بعد از نماز كه ازدحام ميشه، سني ها برخلاف جمعيت شيعه خيلي بي ادبانه و وحشيانه و متاسفانه خيلي زشت ميزنن بهت. اين رو جدي ميگم. دستشون رو مشت ميكنن ميگذارن پشتت و هولت ميدن. كلي شاكيم از دستشون. از حق الناس نمي گذرم. نميدونم چرا اينا نمي تونن آدم باشن؟! حتي زن هاشون هم ماشالله باسه خودشون يه پا بدنسازن. يه مشت هايي ميزنن كه پرتت ميكنن اونور. احتمالاً زد و خورد بيشتر رو موجب قرب به خدا ميدونن.
ياحق.
